عبد الحسين شهيدى صالحى

135

تفسير و تفاسير شيعه ( فارسى )

و شيعه بدون تعصب بهره گرفته است و خود در مقدمهء آن تصريح نموده كه از تفسير التبيان شيخ طوسى سود جسته و هنگام تفسير خود آن را مقتداى كار خويش قرار داده است . سپس استدراك كرده و مىگويد نظم تفسير التبيان پريشان است و نيز غث و سمين دارد و تفسير خود را مكمل و رفع تمام نواقص آن دانسته است . از اين تفسير امروزه نسخه‌هاى كهن و نفيس خطى در كتابخانه‌هاى عمومى و خصوصى در دست است و بيش از پانزده نسخه از اين تفسير در كتابخانهء آيت الله مرعشى قم موجود مىباشد . اين تفسير نخست در تهران از سالهاى 1262 تا 1268 ق لغايت 1312 تا 1313 ق در دو مجلد پنج مرتبه چاپ سنگى شده و بارها در ايران و مصر و لبنان به طبع رسيده است و نيز در تهران به تحقيق آيت الله ابو الحسن شعرانى در 1373 ق با برابرى صفحات با چاپ صيدا توسط كتابفروش اسلاميه تجديد چاپ گرديده است . يكى از بهترين چاپهاى آن به تحقيق حاج سيد هاشم رسولى محلاتى در 1379 ق انجام گرفته است سپس مكررا از سوى انتشارات دار احياء الثراث العربى تجديد طبع شده است . و نيز دو دهه پيش به كوشش عده‌اى از فضلاء از جمله آقايان احمد بهشتى و محمد مفتح به فارسى ترجمه شده و منتشر گرديده است . همچنين جمعى از مفسران و علما مجمع البيان را تلخيص نموده‌اند مشهورترين آنها به كوشش شيخ بياض و نام آن زبدة البيان است همچنين كفعمى آن را با نام قراضة النضير فى تلخيص مجمع البيان ملخص كرده است . شيخ طبرسى به تدوين يك تفسير اكتفا نكرده و از او دو تفسير ديگر نام برده‌اند : 1 ) الكافى الشّافى ، اين تفسير در يك جلد و به زبان عربى و به شيوهء ادبى است كه پس از فراغت از تفسير كبير ( المجمع البيان ) به تفسير الكشاف جار الله زمخشرى برخورد كرد . و تفسير الكافى را بر مبناى تفسير زمخشرى بين سالهاى 535 يا